ترجمه "evaluator" به فارسی
دادرس, قاضی بهترین ترجمه های "evaluator" به فارسی هستند.
evaluator
noun
دستور زبان
Agent noun of evaluate; one who evaluates. [..]
-
دادرس
noun -
قاضی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evaluator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "evaluator" با ترجمه به فارسی
-
توانایی ارزیابی
-
آزمودن ارگانولپتيكي · آزمودن حسي · ارزيابى حسي · تجزیه ارگانولپتیکی
-
ارزیابی رسانه
-
ارزیابی کار اداری-ارزیابی کار دفتری
-
ارزیابی پس از انجام پروژه
-
ارزیابی
-
ارزیابی
-
روش مقایسه عوامل در ارزشیابی شغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن