ترجمه "evanescent" به فارسی

ناپایدار, زودگذر, فرانما بهترین ترجمه های "evanescent" به فارسی هستند.

evanescent adjective دستور زبان

Vanishing, disappearing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپایدار

    Beautiful and bright it should be on the surface, feathery and evanescent, one colour melting into another

    فکر کرد سطحش باید روشن زیبا و مثل پر باشد و ناپایدار، هر رنگ باید در دیگری محو شود،

  • زودگذر

  • فرانما

  • ترجمه های کمتر

    • ناپایا
    • ناپدیدشونده
    • گریزا
    • گذرا
    • ریزه
    • لطیف
    • (ساختمان یا بافت یا شکل و غیره) ظریف
    • (قدیمی) بسیار کوچک
    • (متمایل به محو شدن مانند بخار یا ابر) محوپذیر
    • سبک و نازک (مانند برخی پارچه های توری)
    • غیر محسوس
    • کوته عمر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " evanescent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "evanescent" با ترجمه به فارسی

  • اوانسنس
  • (خاصیت زود محو شدن) محو پذیری · امحا · زوال تدریجی · زودگذری · غیب شدگی · ناپایداری · ناپدید شوندگی · ناپدیدی · گذرایی · گریزایی
  • بسرعت گذشتن · زایل شدن · ستردن · محو شدن · ناپدید شدن (مثلا دود یا مه یا نور) · کم کم ناپدید · گذشتن
اضافه کردن

ترجمه های "evanescent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه