ترجمه "evasible" به فارسی
گریززدنی, طفره زدنی بهترین ترجمه های "evasible" به فارسی هستند.
evasible
adjective
دستور زبان
That can be evaded. [..]
-
گریززدنی
-
طفره زدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evasible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "evasible" با ترجمه به فارسی
-
فرار از پرداخت مالیات – فرار از بار مالیاتی
-
ازروی تجاهل · بابهانه یاحیله · طفره زنان · گریززنان
-
تمایل به طفره یاگریز · حالت یاخوی طفره زنی
-
فرار از پرداخت مالیات، تخلف مالیاتی · فرار مالیاتی
-
(آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار · (حرف) دوپهلو · حیله گرانه · دیرگیر · طفره آمیز · گریزآمیز · گریزان · گریزجوی · گریزجویانه · گریزپای · گریزگرانه
-
ابهام · اجتناب · از زیر چیزی در رفتن · تجاهل · دروغ · شانه خالی کردن · طفره · قصور (عمدی) · گریز (از مسئولیت یا کار و غیره) · گریزگری
-
(آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار · (حرف) دوپهلو · حیله گرانه · دیرگیر · طفره آمیز · گریزآمیز · گریزان · گریزجوی · گریزجویانه · گریزپای · گریزگرانه
-
(آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار · (حرف) دوپهلو · حیله گرانه · دیرگیر · طفره آمیز · گریزآمیز · گریزان · گریزجوی · گریزجویانه · گریزپای · گریزگرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن