ترجمه "evasion" به فارسی

طفره, تجاهل, دروغ بهترین ترجمه های "evasion" به فارسی هستند.

evasion noun دستور زبان

The act of eluding or avoiding, particularly the pressure of an argument, accusation, charge, or interrogation; artful means of eluding. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طفره

    noun

    She, for her part, felt recessive and thence evasive uncertain, quite, what to think or say or tell.

    ولی استا از جواب طفره میرفت کام لا نمیدانست به چه باید فکر کند و چه باید بگوید.

  • تجاهل

    In any case the truth will be sure to come out, and you will find it useless to screen yourself behind evasion and denials.

    حقیقت به هر حال آشکار میشود و شما خواهید دید که در حجاب تجاهل و انکار رفتن بی ثمر است.

  • دروغ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گریزگری
    • ابهام
    • اجتناب
    • از زیر چیزی در رفتن
    • شانه خالی کردن
    • قصور (عمدی)
    • گریز (از مسئولیت یا کار و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " evasion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "evasion" با ترجمه به فارسی

  • طفره زدنی · گریززدنی
  • فرار از پرداخت مالیات – فرار از بار مالیاتی
  • ازروی تجاهل · بابهانه یاحیله · طفره زنان · گریززنان
  • تمایل به طفره یاگریز · حالت یاخوی طفره زنی
  • فرار از پرداخت مالیات، تخلف مالیاتی · فرار مالیاتی
  • (آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار · (حرف) دوپهلو · حیله گرانه · دیرگیر · طفره آمیز · گریزآمیز · گریزان · گریزجوی · گریزجویانه · گریزپای · گریزگرانه
  • (آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار · (حرف) دوپهلو · حیله گرانه · دیرگیر · طفره آمیز · گریزآمیز · گریزان · گریزجوی · گریزجویانه · گریزپای · گریزگرانه
  • (آنچه که به سختی گیر می افتد) دیر گرفتار · (حرف) دوپهلو · حیله گرانه · دیرگیر · طفره آمیز · گریزآمیز · گریزان · گریزجوی · گریزجویانه · گریزپای · گریزگرانه
اضافه کردن

ترجمه های "evasion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه