ترجمه "every" به فارسی
هر, همه, تمام بهترین ترجمه های "every" به فارسی هستند.
All of a countable group, without exception. [..]
-
هر
determinerevery [..]
I walk my dog in the park every morning.
من هر روز صبح سگم را برای قدم زدن به پارک میبرم.
-
همه
determinerThe rights of every man are diminished when the rights of one man are threatened.
زمانی که حقوق یک انسان مورد تهدید قرار گیرد؛ حقوق همه انسان ها نقصان خواهد یافت.
-
تمام
adjectiveThat assumes, as parents, we can anticipate every problem that's going to arise.
که فکر میکردیم بوسیله آنها، میتوانیم از تمام مشکلات پیشگیری کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- سراسر، تمام، سر بسر
- فردافرد، تک تک، یکایک فرد فرد، سر به سر
- کامل
- تمام و کمال
- هر ...
- هر ... یکبار
- همه گونه
- همه ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " every " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname.
"Every" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Every در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "every"
عباراتی شبیه به "every" با ترجمه به فارسی
-
هر ذره آن غنیمت است
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
یکی در میان
-
برنامه هر قطعه
-
سالیانه
-
هفته به هفته · هفتگی
-
دم به ساعت، ساعتی، هر یک ساعت یکبار
-
برنامه آموزش افراد