ترجمه "every week" به فارسی
هفته به هفته, هفتگی بهترین ترجمه های "every week" به فارسی هستند.
every week
adverb
without missing a week; "she visited her aunt weekly"
-
هفته به هفته
adverblook. we get room and board. were getting paid every week. look
اتاق و خورد و خوراک مون برقراره. هفته به هفته پول ميگيريم
-
هفتگی
adverb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " every week " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن