ترجمه "everyday" به فارسی
روزمره, روزانه, عادی بهترین ترجمه های "everyday" به فارسی هستند.
everyday
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Common misspelling of every day. [..]
-
روزمره
adjectiveIn our studies, we represent the everyday life of people in this simple scheme.
در تحقیقاتمان، ما زندگي روزمره مردم را با چینین طرحی ساده ارائه میکنیم.
-
روزانه
adjectiveand we should not be monitored in our everyday activities.
و نباید از طریق فعالیتهای روزانه مان نظارت و مانیتور شویم.
-
عادی
adjectiveWhat we're not hearing is what are the people, the everyday people, thinking?
آنچه نمیشنویم این است که مردم، مردم عادی، چه فکری میکنند؟
-
ترجمه های کمتر
- معمولی
- یومیه
- به روال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " everyday " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "everyday" با ترجمه به فارسی
-
زندگی روزمره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن