ترجمه "evolvement" به فارسی

بازشدن, سواشدگی, سیرتکامل بهترین ترجمه های "evolvement" به فارسی هستند.

evolvement noun دستور زبان

evolution (from simple to complex) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازشدن

  • سواشدگی

  • سیرتکامل

  • ترجمه های کمتر

    • گشودگی
    • خروج
    • تکامل تدریجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " evolvement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "evolvement" با ترجمه به فارسی

  • آدم منعطف
  • گشادن، بازکردن
  • (از هم)باز شدن · (به ویژه در واکنش های شیمیایی و غیره) بیرون دادن (مثلا گاز یا حرارت) · (قدیمی) آشکار شدن · (مجازی) کم کم دگرگون شدن · استنتاج کردن · برون فشاندن · تحول یافتن · تکامل یافتن · دگرگونی پیوسته یافتن · دیس مند شدن · رستن · رشد کردن · شکفتن · شکل گرفتن · فرگشت کردن · فرگشتن · متحول کردن · گوالیدن
  • (از هم)باز شدن · (به ویژه در واکنش های شیمیایی و غیره) بیرون دادن (مثلا گاز یا حرارت) · (قدیمی) آشکار شدن · (مجازی) کم کم دگرگون شدن · استنتاج کردن · برون فشاندن · تحول یافتن · تکامل یافتن · دگرگونی پیوسته یافتن · دیس مند شدن · رستن · رشد کردن · شکفتن · شکل گرفتن · فرگشت کردن · فرگشتن · متحول کردن · گوالیدن
اضافه کردن

ترجمه های "evolvement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه