ترجمه "ewe" به فارسی
میش, موک, (گوسفند ماده) میش بهترین ترجمه های "ewe" به فارسی هستند.
ewe
noun
دستور زبان
A female sheep, as opposed to a ram. [..]
-
میش
nounfemale sheep
I took with me six cows and two bulls alive, with as many ewes and rams, intending to carry them into my own country.
همچنین با خود شش گاو ماده با دو گاو نر و عده فراوانی میش و قوچ برداشتم تا به کشور خود برم.
-
موک
female sheep
-
(گوسفند ماده) میش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ewe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ewe
adjective
proper
noun
دستور زبان
An ethnic group who inhabit southeastern Ghana, Togo, and Benin. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ewe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ewe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "ewe"
عباراتی شبیه به "ewe" با ترجمه به فارسی
-
شیر میش
-
میشها
-
میشها
-
ایش
-
معیار کارگر مجرب
-
(در اسب و سگ) گردن لاغر و کج · گردن شتری
-
پنير گوسفندي · پنیر میش
-
ایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن