ترجمه "ex-" به فارسی

اکس, آن سوی, از بهترین ترجمه های "ex-" به فارسی هستند.

ex- Prefix

out of [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اکس

    former

  • آن سوی

  • از

    adposition

    The last election was such a hot contest that several ex-ministers lost.

    آخرین انتخابات چنان رقابتی شدیدی بود که بسیاری از وزرای سابق در آن شکست خوردند.

  • ترجمه های کمتر

    • بدون
    • برون [exubate]
    • به طرف بالا
    • به پیش
    • بی [exsanguine] (پیش از f می شود -ef و پیش از b و d و g و j و l و m و n و r و v می شود - e و گاهی پیش از c و sمی شود - ec و در بسیاری از واژه های فرانسوی ریشه می شود -es)
    • جلو
    • خارج از [explant]
    • دور از
    • سابق [ex-president و ex-wife]
    • فرا [exurb]
    • فراسوی
    • قبلی
    • ورا
    • ورای
    • پیشوند برابر با: -exo (پیش از واکه به کار می رود)
    • پیشین
    • کاملا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ex- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ex-" با ترجمه به فارسی

  • پرداخت کمک بلاعوض
  • تحویل درب کارخانه یا انبار
  • بعد از تاریخ سود سهام
  • تحویل کالا در محل کار
  • اپلسید
  • سود آتی – سود تحقق نیافته
  • ارزیابی اثر پسمداخلهای · ارزیابی نشانزد پسمداخلهای
  • ex
    (در الفبای انگلیسی) حرف X · (عامیانه) همسر پیشین · آزمون شده · از · اضافی · ایکس · بدون · بدون – بی – فاقد · بررسی شده · برون · به استثنای · بی · تندرو · خارج از · دادوستد · سریع السیر · عاری از · مبادله · مثال · مجریه · مخفف : (انجیل) سفر خروج · مدیر · همراه با (کلاس دانشگاهی بخصوص)
اضافه کردن

ترجمه های "ex-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه