ترجمه "examination" به فارسی
امتحان, آزمون, پژوهش بهترین ترجمه های "examination" به فارسی هستند.
examination
noun
دستور زبان
A formal test involving answering written or oral questions with no or limited access to text books or the like. [..]
-
امتحان
nounformal test
You need not work so hard in order to pass the examination.
نیازی نیست که برای قبولی در امتحان اینقدر سخت کار کنی.
-
آزمون
nounformal test
Please report to this next room for your final examination.
، لطفاً به اتاق کناری برین. تا آزمون نهایی هم انجام بشه
-
پژوهش
noun
-
ترجمه های کمتر
- تفتیش
- ممیزی
- بررسی
- آزمایش
- معاینه
- سنجش
- رسیدگی
- آزمایه
- مداقه
- بازبینی
- تجزیه
- تست
- متن امتحان
- معاینه باز رسی – آزمایش
- پرسش های آزمون
- ژرف سنجی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " examination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "examination"
عباراتی شبیه به "examination" با ترجمه به فارسی
-
امتحان کننده · بازجو · بازرس · بازپرس · معاینه کننده · ممتحن
-
آزمایش پسمرگی · تشخيص پسمردگي · كالبدگشایی · لاشهآزمايي · پس از مرگ · کالبد شکافی
-
نگل هنياعم
-
بازرس بانک
-
پزشک قانونی · پزشکی که معاینات طبی انجام می دهد (مثلا برای متقاضیان بیمه ی عمر)
-
آزمودن · آزمون کردن · امتحان کردن · بازبین کردن · بررسی کردن · تحقیق کردن · دید گری کردن · رسیدگی · سنجیدن · معاینه کردن · ملاحظه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · پژوهیدن
-
یا هرواشم هنياعم
-
آزمايش باليني · فنون تشخيصي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن