ترجمه "examiner" به فارسی

ممتحن, آزمونگر, امتحان کننده بهترین ترجمه های "examiner" به فارسی هستند.

examiner noun دستور زبان

A person who investigates someone or something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممتحن

    noun

    Philip, when his turn arrived, went forward to the examiner's table with the utmost confidence.

    فیلیپ، موقعی که نوبتش رسید، با اطمینان خاطر زیاد به طرف میز ممتحن رفت.

  • آزمونگر

    noun
  • امتحان کننده

    noun

    this person was a food examiner for the king from the olden times

    او یک امتحان کننده غذا برای پادشاه از زمان های قدیم است

  • ترجمه های کمتر

    • بازرس
    • مفتش
    • بازبینگر
    • وارس
    • (کسی که اسناد و غیره را بازرسی می کند) بازرس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " examiner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "examiner" با ترجمه به فارسی

  • امتحان کننده · بازجو · بازرس · بازپرس · معاینه کننده · ممتحن
  • آزمایش پسمرگی · تشخيص پسمردگي · كالبدگشایی · لاشهآزمايي · پس از مرگ · کالبد شکافی
  • آزمایش · آزمایه · آزمون · امتحان · بازبینی · بررسی · تجزیه · تست · تفتیش · رسیدگی · سنجش · متن امتحان · مداقه · معاینه · معاینه باز رسی – آزمایش · ممیزی · پرسش های آزمون · پژوهش · ژرف سنجی
  • نگل هنياعم
  • بازرس بانک
  • پزشک قانونی · پزشکی که معاینات طبی انجام می دهد (مثلا برای متقاضیان بیمه ی عمر)
  • آزمودن · آزمون کردن · امتحان کردن · بازبین کردن · بررسی کردن · تحقیق کردن · دید گری کردن · رسیدگی · سنجیدن · معاینه کردن · ملاحظه کردن · وارسی کردن · وارسیدن · پژوهیدن
  • یا هرواشم هنياعم
اضافه کردن

ترجمه های "examiner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه