ترجمه "exanthem" به فارسی
اگزانتم, بثورات, جلدی بهترین ترجمه های "exanthem" به فارسی هستند.
exanthem
noun
دستور زبان
A widespread rash usually occurring in children. [..]
-
اگزانتم
Human disease
-
بثورات
noun -
جلدی
noun
-
ترجمه های کمتر
- قوبا
- جوش
- (پزشکی - جوش و بثورات پوستی مثلا در اثر سرخک) گپه
- بروش (exanthema هم می گویند)
- قوه با
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exanthem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "exanthem"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن