ترجمه "exanimate" به فارسی
مرده, بدروحیه, جامد بهترین ترجمه های "exanimate" به فارسی هستند.
exanimate
adjective
verb
دستور زبان
Lifeless; dead. [..]
-
مرده
adjective noun particle -
بدروحیه
-
جامد
adjective
-
ترجمه های کمتر
- خمود
- بی جان
- بی حال
- دل مرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exanimate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن