ترجمه "excavated" به فارسی

خو کردن ترجمه "excavated" به فارسی است.

excavated verb

Simple past tense and past participle of excavate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خو کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excavated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excavated" با ترجمه به فارسی

  • چرخبیل
  • (حفره ی ایجاد شده در اثر کنده کاری) گودال · (خاک معدنی یا اشیای عتیقه و غیره که حفاری شده) فراکاوه · استخراج معدن · جای خاکبرداری شده · حفاری · حفر · حفره · خاک برداری · خاک حفاری شده · خاک گودبرداری · خاکبرداری · فراکاوی · كاوش · محل حفاری · معدن کاری · کافش · کان کنی · کاوش · کاوگاه · کندن · کندوکاو · کندگاه · کنند · گودبرداری · گودی
  • (از زیر خاک) درآوردن · (با کندن) پوک کردن · توخالی کردن · حفر کردن · خاکبرداری کردن · سوراخ کندن · فراکاوی کردن · پایه کنی کردن · کاویدن · کندن · کندن و آشکار کردن · کندن و درآوردن · گودبرداری کردن
  • (شخص یا ماشین) کاونده · بیل مکانیکی · بیل هیدرولیکی · بیلچه · حفار · حفر کننده · دستگاه کاوگر · ماشین حفاری · کاوشگر · کاوگر
  • (از زیر خاک) درآوردن · (با کندن) پوک کردن · توخالی کردن · حفر کردن · خاکبرداری کردن · سوراخ کندن · فراکاوی کردن · پایه کنی کردن · کاویدن · کندن · کندن و آشکار کردن · کندن و درآوردن · گودبرداری کردن
  • (از زیر خاک) درآوردن · (با کندن) پوک کردن · توخالی کردن · حفر کردن · خاکبرداری کردن · سوراخ کندن · فراکاوی کردن · پایه کنی کردن · کاویدن · کندن · کندن و آشکار کردن · کندن و درآوردن · گودبرداری کردن
  • (از زیر خاک) درآوردن · (با کندن) پوک کردن · توخالی کردن · حفر کردن · خاکبرداری کردن · سوراخ کندن · فراکاوی کردن · پایه کنی کردن · کاویدن · کندن · کندن و آشکار کردن · کندن و درآوردن · گودبرداری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "excavated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه