ترجمه "except" به فارسی

بجز, جز, مگر بهترین ترجمه های "except" به فارسی هستند.

except verb conjunction adposition دستور زبان

(archaic) Unless; used to introduce a hypothetical case in which an exception may exist. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجز

    verb

    to exclude

    And now they're all dead except for one.

    و حالا همشون بجز يه نفر ، مُردن.

  • جز

    verb adposition

    to exclude

    When he came to himself again, for a moment he could recall nothing except a sense of dread.

    وقتی دوباره به خود آمد، لحظهای هیچ چیز را به یاد نمیآورد، جز احساس وحشت.

  • مگر

    verb

    to exclude

    I am no longer Royalist except towards that royalty.

    من دیگر طرفدار هیچ سلطنت نیستم، مگر این سلطنت.

  • ترجمه های کمتر

    • باستثنای
    • جدا، جدا از
    • سوای
    • (عامیانه) ولی
    • (قدیمی) مگر آن که (امروزه : unless)
    • (مهجور) مخالف بودن با
    • استثنا قائل شدن
    • اعتراض کردن
    • اگر ... نبود
    • به استثنای
    • به جز
    • غیر از
    • مخالفت کردن با (با: against یا to)
    • مهلت خواستن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " except " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Except
+ اضافه کردن

"Except" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Except در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "except" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "except" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه