ترجمه "exceptional" به فارسی
استثنایی, عالی, ابرروال بهترین ترجمه های "exceptional" به فارسی هستند.
exceptional
adjective
noun
دستور زبان
Forming an exception; not ordinary; uncommon; rare. [..]
-
استثنایی
adjectiveBut they will be isolated facts exceptional features of an exceptional moment.
اینها واقعیتهای مجزایی خواهند بود؛ خصوصیات استثنایی یک لحظه استثنایی.
-
عالی
adjectiveOf her eyes nothing could be known, except that they must be very large, and that they had magnificent lashes.
درباره چشمانش کسی نمیتوانست چیزی گوید، جز آنکه بایست بسیار درست باشند، و مژگانی عالی دارند.
-
ابرروال
-
ترجمه های کمتر
- بهمند
- شاذ
- مهست
- مگری
- شگرف
- فوق العاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exceptional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exceptional" با ترجمه به فارسی
-
گزارش موارد خاص
-
سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان
-
اقلام استثنایی
-
باستثنای · مگر
-
وجوه احتیاطی موارد خاص – وجوه احتیاطی خارج از شمول
-
موارد استثنایی
-
(عامیانه) ولی · (قدیمی) مگر آن که (امروزه : unless) · (مهجور) مخالف بودن با · استثنا قائل شدن · اعتراض کردن · اگر ... نبود · باستثنای · بجز · به استثنای · به جز · جدا، جدا از · جز · سوای · غیر از · مخالفت کردن با (با: against یا to) · مهلت خواستن · مگر
-
مدیریت استثنا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن