ترجمه "excited" به فارسی
برانگیخته, احساساتی, شوریده بهترین ترجمه های "excited" به فارسی هستند.
excited
adjective
verb
دستور زبان
Having great enthusiasm. [..]
-
برانگیخته
Such was the interest that the case excited in the minds of the common people.
بله دادگاه چنین علاقهای را در ذهن عوام برانگیخته بود.
-
احساساتی
adjectivein spite of the feelings it excited in some speeches for Maria.
به رغم احساساتی که در بعضی جملهها نثار ماریا میشد....
-
شوریده
Excited imaginations, say they, are not to be calmed in a day.
میگویند: تصورات شوریده در یک روز آرام نمیشوند.
-
ترجمه های کمتر
- انگیخته
- (زیست شناسی) انگیز ور
- بی عقل
- ترغیب شده
- تهییج شده
- هیجان زده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excited " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "excited"
عباراتی شبیه به "excited" با ترجمه به فارسی
-
(الکترونیک - مولد کوچکی که برای راه انداختن مولد یا ماشین بزرگتر نیرو تولیدمی کند) مولد راه انداز · (شخص یا چیز) انگیزان · آغازگر · استارتر · برانگیزان · زایای راه انداز · شورانگیز
-
(زیست شناسی) انگیزش پذیر · آزارپذیر · برانگیختنی · تحریک پذیر · زود انگیز
-
اشوب · انگیزش · برانگیختگی · تهییج · خشمگینی · فتنه · هیجان
-
من برای درس امروز خيلی هیجان زده ام
-
امادگی برای تهییج شدن تحریک پذیری · تندمزاجی · زودرنجی · قابلیت تحریک · کج خلقی
-
(برق و مکانیک) به کار اندازی (موتور) · (زیست شناسی) انگیزور کردن · (فیزیک) اتم یا هسته ی اتم و غیره را به سطح بالاتری از انرژی رساندن · (مدار ترانزیستوری یا لامپ را) دارای signalکردن · آشفتن · انرژی دادن · انگیختن · انگیزاندن · برانگیختن · به جنبش آوردن · به شورآوردن · به هیجان آوردن · تحریک کردن · تهییج کردن · راه اندازی · شوراندن · میدان مغناطیسی ایجاد کردن · نیرو ورکردن
-
(مولد برق که توسط جریان برق آرمیچر خود تحریک می شود) خودانگیز
-
آشفتگی · اضطراب · التهاب · انگیختگی · انگیزان · برانگیختگی · تحريك · تحریک · جوش و خروش · شور · شوریدگی · غوغا · مایه ی هیجان · نشاط · هیجان · وژول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن