ترجمه "excitement" به فارسی

هیجان, اضطراب, تحريك بهترین ترجمه های "excitement" به فارسی هستند.

excitement noun دستور زبان

(uncountable) the state of being excited (emotionally aroused). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیجان

    noun

    It was one of the most exciting games in basketball.

    یکی از هیجان انگیز ترین بازیهای بسکتبال بود.

  • اضطراب

    noun

    Her excitement brought on an attack of asthma, to which she was subject.

    این اضطراب باعث حمله تنگ نفس شد که به آن مبتلا بود.

  • تحريك

  • ترجمه های کمتر

    • شور
    • تحریک
    • التهاب
    • آشفتگی
    • نشاط
    • برانگیختگی
    • غوغا
    • انگیختگی
    • انگیزان
    • وژول
    • شوریدگی
    • جوش و خروش
    • مایه ی هیجان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " excitement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "excitement" با ترجمه به فارسی

  • (زیست شناسی) انگیز ور · احساساتی · انگیخته · برانگیخته · بی عقل · ترغیب شده · تهییج شده · شوریده · هیجان زده
  • (الکترونیک - مولد کوچکی که برای راه انداختن مولد یا ماشین بزرگتر نیرو تولیدمی کند) مولد راه انداز · (شخص یا چیز) انگیزان · آغازگر · استارتر · برانگیزان · زایای راه انداز · شورانگیز
  • (زیست شناسی) انگیزش پذیر · آزارپذیر · برانگیختنی · تحریک پذیر · زود انگیز
  • اشوب · انگیزش · برانگیختگی · تهییج · خشمگینی · فتنه · هیجان
  • من برای درس امروز خيلی هیجان زده ام
  • امادگی برای تهییج شدن تحریک پذیری · تندمزاجی · زودرنجی · قابلیت تحریک · کج خلقی
  • (برق و مکانیک) به کار اندازی (موتور) · (زیست شناسی) انگیزور کردن · (فیزیک) اتم یا هسته ی اتم و غیره را به سطح بالاتری از انرژی رساندن · (مدار ترانزیستوری یا لامپ را) دارای signalکردن · آشفتن · انرژی دادن · انگیختن · انگیزاندن · برانگیختن · به جنبش آوردن · به شورآوردن · به هیجان آوردن · تحریک کردن · تهییج کردن · راه اندازی · شوراندن · میدان مغناطیسی ایجاد کردن · نیرو ورکردن
  • (مولد برق که توسط جریان برق آرمیچر خود تحریک می شود) خودانگیز
اضافه کردن

ترجمه های "excitement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه