ترجمه "exclude" به فارسی

محروم کردن, بستن, حذف، از قلم انداختن بهترین ترجمه های "exclude" به فارسی هستند.

exclude verb دستور زبان

To bar (someone) from entering; to keep out. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محروم کردن

    verb

    To exclude us will launch the new reign in a cloud of scandal.

    محروم کردن ما ، پادشاهي جديد رو با روسوايي به راه مي ندازه

  • بستن

    verb

    Greatness, it seems, excludes the standards of right and wrong.

    گویا تصور میکنند که مفهوم عظمت به کار بستن مقیاس نیکی و زشتی را ممکن نمیداند و در قاموس مردان بزرگ زشتی وجود ندارد

  • حذف، از قلم انداختن

  • ترجمه های کمتر

    • منتفی کردن، بعید کردن
    • (از دخول یا عضویت یا مشارکت و غیره) جلوگیری کردن
    • (از وارد شدن هوا و غیره جلوگیری کردن) بیرون نگهداشتن
    • (به زیان کسی)استثنا قایل شدن
    • اخراج کردن
    • اعتراض کردن
    • برهم نهادن
    • برون داری کردن
    • برون داشتن
    • برون راندن
    • برون رانی کردن
    • بسته شدن
    • بیرون کردن
    • تعطیل شدن
    • جوش دادن
    • در بستن (به روی کسی)
    • درنظر نگرفتن
    • راه ندادن
    • طرد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exclude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exclude" با ترجمه به فارسی

  • قابل استثناء · محروم کردنی
  • فیلتر با انتخاب حذفی
  • اموال معاف از مالیات
  • راه ندادن · محروم کردن
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • درآمد معاف از مالیات
  • راه ندادن · محروم کردن
  • راه ندادن · محروم کردن
اضافه کردن

ترجمه های "exclude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه