ترجمه "exclusively" به فارسی
تنها, فقط, منحصرا بهترین ترجمه های "exclusively" به فارسی هستند.
exclusively
adverb
دستور زبان
(focus) to the exclusion of anything or anyone else; solely or entirely [..]
-
تنها
adverbThat you are His exclusively, forsaking all others?
میدانی که تنها به او تعلق خواهی داشت و از دیگری باید چشم بپوشی؟
-
فقط
adverbThis model is made exclusively for government and military installations.
اين مدل فقط مخصوص تأسيسات دولتي و نظامي ساخته شده
-
منحصرا
Three of them manufactured exclusively by your subsidiaries.
بکار رفته سه تاي اونها منحصرا توسط شرکت هاي تحت پوشش شما توليد مي شدند
-
ترجمه های کمتر
- انحصارا
- صرفا
- همین
- چنانکه ازدخول دیگران جلوگیری کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exclusively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exclusively" با ترجمه به فارسی
-
محروميت اجتماعي
-
(به زیان کسی) استثنا · (در امور مهاجرتی) راه ندادن · (شخص یا چیز) مورد جلوگیری یا محرومیت · اجازه ی ورود ندادن · انتقاد · برون داره · برون داری · برون داشت · برونداشته · جلوگیری · خلاصی · سرزنش · طرد · محروم سازی · محرومیت · منع (از ورود یا شرکت)
-
(باشگاه و غیره) بروندار · (دستور زبان) ضمیر انحصاری · (رسانه ها) گزارش ویژه · (مغازه و غیره) اعیانی · اختصاصی · انحصاری · بخصوص · تنها · تک · جلوگیر · خاص · خصوصی · دارای مشتریان ویژه · دربست · دربسته · دربستگرانه · دربستی · دستچین · صرف · طردگر · مانعه الجمع · محروم ساز · محض · منتخب · منحصر · منحصربه فرد · واژه ی جدادار (مانند: only) · ویژه · ویژه ای · ویژه ی خواص · ویژگانه · ویژگانی · کالای اختصاصی · کالای ویژه · گزیده · یگانه
-
غیر انحصاری
-
امتیاز انحصاری
-
انحصاری بودن · انفراد · تمایل بجلوگیری ازدخول دیگران · محدودیت
-
دزمتسد تعنامم
-
رجوع شود به Pauli exclusion principle
اضافه کردن مثال
اضافه کردن