ترجمه "exertive" به فارسی

زوراور ترجمه "exertive" به فارسی است.

exertive adjective دستور زبان

Having power or a tendency to exert; using exertion.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زوراور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exertive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exertive" با ترجمه به فارسی

  • اعمال · اعمال زور · به کاربندی · به کارگیری · تقلا · تلاش · ثقل · جد و جهد · رنجیدن، رنجش، کار سخت توأم با تعب کردن · زورزنی · مشقت · کار سخت · کار شاق · کد یمین · کوشش
  • اعمال کردن
  • (با نیرو و حرارت) به کارگرفتن · - آوردن · - داشتن · - کردن (و غیره) · اعمال کردن · به کار بستن · تلاش کردن · جد و جهد کردن · دوندگی کردن · زور زدن · کوشیدن
  • (با نیرو و حرارت) به کارگرفتن · - آوردن · - داشتن · - کردن (و غیره) · اعمال کردن · به کار بستن · تلاش کردن · جد و جهد کردن · دوندگی کردن · زور زدن · کوشیدن
  • اعمال · اعمال زور · به کاربندی · به کارگیری · تقلا · تلاش · ثقل · جد و جهد · رنجیدن، رنجش، کار سخت توأم با تعب کردن · زورزنی · مشقت · کار سخت · کار شاق · کد یمین · کوشش
اضافه کردن

ترجمه های "exertive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه