ترجمه "exhaustive" به فارسی

جامع, کامل, تمام بهترین ترجمه های "exhaustive" به فارسی هستند.

exhaustive adjective دستور زبان

Including every possible element. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جامع

    adjective

    See,I fancy I have made an exhaustive study of the entomology of this district.

    خیال میکنم بر رسیم روی حشرات این ناحیه جامع باشد.

  • کامل

    adjective

    when those topics were exhausted

    وقتی که به حد کامل از این مقولات صحبت کردند

  • تمام

    adjective

    He did his best to make the supper pass cheerfully, but Mildred was subdued and exhausted.

    وی با تمام قوا میکوشید شام را لذتبخش کند، اما میل درد آرام و خسته دل بود.

  • ترجمه های کمتر

    • فراگیر
    • پیگیر
    • بسیار دقیق
    • تمام عیار
    • دقیق و کامل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exhaustive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exhaustive" با ترجمه به فارسی

  • دودهاي كارخانه · گازهاي خروجي · گازهای زاید
  • اشتمال · جامعیت · فراگیری
  • گاز خروجی
  • اگزوز · خروج
  • منابع پایان پذیر، تمام شدنی
  • (پزشکی) گرمازدگی (heatstroke هم می گویند) · گرماتكيدگي · گرمازدگی
  • هود آشپزخانه
  • بکلی خسته · بی رمق · تحليل رفته · تمام شده · تهی · خالی · خرد و خاکشیر · خسته · خسته و کوفته · درمانده · له و لورده · مصرف شده · وامانده
اضافه کردن

ترجمه های "exhaustive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه