ترجمه "exonerate" به فارسی

تبرئه کردن, (بار مسئولیت و غیره را) برداشتن, (در اصل) بار را سبک کردن بهترین ترجمه های "exonerate" به فارسی هستند.

exonerate verb دستور زبان

(transitive, now rare) To relieve (someone or something) of a load; to unburden (a load). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبرئه کردن

    verb

    To free from accusation or blame

    You used falsified evidence to exonerate a client.

    از يه مدرک جعلي براي تبرئه کردن موکلت استفاده کردي

  • (بار مسئولیت و غیره را) برداشتن

  • (در اصل) بار را سبک کردن

  • ترجمه های کمتر

    • انجام وظیفه کردن
    • برائت (کسی را) اعلام کردن
    • برائت کردن
    • بی تقصیر شناختن
    • بی گناه اعلام کردن
    • تبرئه كردن
    • تقاص پس دادن
    • رفع اتهام کردن
    • روسفید کردن
    • کاستن بار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exonerate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exonerate" با ترجمه به فارسی

  • اثبات بیگناهی · ازادی · تبرئه · دفاع · روسفیدی · مرحصی · معافیت
اضافه کردن

ترجمه های "exonerate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه