ترجمه "exoneration" به فارسی
تبرئه, روسفیدی, ازادی بهترین ترجمه های "exoneration" به فارسی هستند.
exoneration
noun
دستور زبان
An act of disburdening, discharging, or freeing morally from a charge or imputation [..]
-
تبرئه
nounWe want you, our lawyer, to exonerate Craig.
ما میخوایم شما ، وکیلمون ، " کریگ " رو تبرئه کنین.
-
روسفیدی
noun -
ازادی
-
ترجمه های کمتر
- مرحصی
- معافیت
- دفاع
- اثبات بیگناهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exoneration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exoneration" با ترجمه به فارسی
-
(بار مسئولیت و غیره را) برداشتن · (در اصل) بار را سبک کردن · انجام وظیفه کردن · برائت (کسی را) اعلام کردن · برائت کردن · بی تقصیر شناختن · بی گناه اعلام کردن · تبرئه كردن · تبرئه کردن · تقاص پس دادن · رفع اتهام کردن · روسفید کردن · کاستن بار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن