ترجمه "expanse" به فارسی
وسعت, گسترش, پهنا بهترین ترجمه های "expanse" به فارسی هستند.
expanse
noun
دستور زبان
A wide stretch, usually of sea, sky, or land. [..]
-
وسعت
marveling at the endless expanse of land speeding past.
از وسعت بی پایان سرزمینی که با سرعت از میان آن عبور میکردند غرق در حیرت بود.
-
گسترش
The second is for continued population, human population expansion.
دومی برای جمعیت دنبالهدار، گسترش جمعیت بشر است.
-
پهنا
-
ترجمه های کمتر
- دیار
- (ناحیه یا سطح بزرگ و سرباز) گستره
- بسط و توسعه
- رجوع شود به expansion
- فضای زیاد
- پهن دشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expanse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expanse" با ترجمه به فارسی
-
(معماری و مکانیک) پیچ گسترشی (پیچی که دارای سر پیچ ویژه ای می باشد که وقتی در سوراخ رانده شد گسترده می شود و پیچ رامحکم در جای خود نگه می دارد)
-
بسته تکمیلی
-
لرزهگیر
-
گسترش پذیر
-
بطورقابل انبساط · چنانکه بتوان توسعه یابسط داد
-
طرح توسعه تجاری
-
پروژه توسعه
-
انبساط پذیری · تمایل به انبساط · سهل گیری · وسعت فکر · پهناوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن