ترجمه "expecting" به فارسی
منتظر, باردار, حامله بهترین ترجمه های "expecting" به فارسی هستند.
expecting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of expect. [..]
-
منتظر
adjectiveTomorrow the sun greets a ninth day, and with it we expect delivery of Gannicus.
فردا با طلوع خورشيد روز نهم شروع ميشه. و ما هم منتظر تحويل گانيکوس خواهيم بود.
-
باردار
adjectiveCarrying developing offspring within the body.
But leaving an expectant mother in the time of her need will not be one of them.
اما رها کردن يه مادر باردار در زمان احتياجش از اون ها نخواهد بود
-
حامله
adjectiveCarrying developing offspring within the body.
when theyre expecting a baby they stop until after the baby is born.
هر وقت حامله شوند، تا زایمان بچه خونریزی قطع میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expecting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expecting" با ترجمه به فارسی
-
مدل توقع – مدل ترجیح
-
بازده مورد انتظار یک پرتفولیو
-
حجم فروش مورد انتظار
-
مدل ارزش مورد انتظار
-
ارزش خروجی مورد انتظار
-
بازده مورد انتظار
-
ضریب انحراف مورد انتظار
-
عمر مفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن