ترجمه "expenditure" به فارسی
مخارج, هزینه, مصرف بهترین ترجمه های "expenditure" به فارسی هستند.
expenditure
noun
دستور زبان
(countable, uncountable) Act of expending or paying out. [..]
-
مخارج
nounTo these sheets he attached a full statement of expenditure.
او یک بیانیه کامل از مخارج را باینگزارش ضمیمه نمود.
-
هزینه
nounThree, decrease per capita expenditure across a continuum.
سه، سرانه هزینه را در یک طیف کاهش دهید.
-
مصرف
noun
-
ترجمه های کمتر
- خرج
- صرف
- برآمد
- خروج
- خرج – مخارج
- هزینه ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expenditure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Expenditure
-
مصرف
noun
عباراتی شبیه به "expenditure" با ترجمه به فارسی
-
مخارج جبران کننده
-
مخارج مصوب
-
مخارج ملي · هزینه ملی
-
بودجه مصارف هزینه ای
-
مخارج
-
مخارج جاری
-
(اقتصاد) هزینه ی سرمایه ای · سرمایه ای که صرف بهترسازی ابزار و تجهیزات شود (نه صرف هزینه های روزمره)
-
مالیات بر مخارج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن