ترجمه "expending" به فارسی

برآمد, خرج, مصرف بهترین ترجمه های "expending" به فارسی هستند.

expending verb noun

Present participle of expend. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برآمد

    noun
  • خرج

    noun

    he had a good heart and a quick intelligence which he expended piecemeal day by day.

    قلبی رئوف و هوشی تیز داشت که خرد خرد خرج هوسهای هر روزه میکرد.

  • مصرف

    noun

    You're just expending a lot of surplus energy.

    تو فقط داری انرژی اضافی مصرف می کنی.

  • هزینه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expending " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "expending" با ترجمه به فارسی

  • کالاهای مصرفی کم دوام
  • سامانه یک بار مصرف پرتاب
  • اعتبار مصرف شده – تخصیص هزینه خرج شده
  • تحلیل بردن · ته کشاندن · خرج کردن · صرف کردن · مصرف کردن · هزینه کردن · گساردن
  • وجوه امانی قابل مصرف
  • وجوه قابل مصرف – حساب مستقل قابل خرج
  • گسترش
  • از دست دادنی · بی مصرف · خرج کردنی · صرف نظر کردنی · فدا کردنی · قابل خرج · کاربرد پذیر
اضافه کردن

ترجمه های "expending" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه