ترجمه "expend" به فارسی

خرج کردن, گساردن, تحلیل بردن بهترین ترجمه های "expend" به فارسی هستند.

expend verb دستور زبان

To consume or exhaust some resource. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرج کردن

    verb

    It's what the CIA call an agent who's expendable and deniable.

    چیزیه که سازمان سیا به مامورانی که قابل خرج کردن و انکار هستن میگه

  • گساردن

    verb
  • تحلیل بردن

  • ترجمه های کمتر

    • ته کشاندن
    • صرف کردن
    • مصرف کردن
    • هزینه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Expend
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گسترش

    and the humans expend their energies exploring the universe

    و بشر توانایی خود را برای کاوشِ جهان گسترش میدهد

عباراتی شبیه به "expend" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "expend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه