ترجمه "expel" به فارسی

آهنجیدن, اخراج کردن, برون راندن بهترین ترجمه های "expel" به فارسی هستند.

expel verb دستور زبان

To eject or erupt [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهنجیدن

  • اخراج کردن

    Verb

    But he is still capable of expelling me from Judea.

    اما هنوز قدرت اخراج کردن من رو از یهودیه داره ؟

  • برون راندن

  • ترجمه های کمتر

    • برکنار کردن (از خدمت یا حضور و غیره)
    • بیرون کردن
    • تعلیق کردن
    • خلع کردن
    • دک کردن
    • دیپورت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "expel" با ترجمه به فارسی

  • برون ران · داروی برون ران · دافع
  • بیرون اندازنده · خارج کننده · دافع · مسهل
  • قابل اخراج
اضافه کردن

ترجمه های "expel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه