ترجمه "expendable" به فارسی
از دست دادنی, بی مصرف, خرج کردنی بهترین ترجمه های "expendable" به فارسی هستند.
expendable
adjective
noun
دستور زبان
Able to be expended; not inexhaustible. [..]
-
از دست دادنی
-
بی مصرف
-
خرج کردنی
-
ترجمه های کمتر
- صرف نظر کردنی
- فدا کردنی
- قابل خرج
- کاربرد پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expendable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expendable" با ترجمه به فارسی
-
کالاهای مصرفی کم دوام
-
سامانه یک بار مصرف پرتاب
-
برآمد · خرج · مصرف · هزینه
-
اعتبار مصرف شده – تخصیص هزینه خرج شده
-
تحلیل بردن · ته کشاندن · خرج کردن · صرف کردن · مصرف کردن · هزینه کردن · گساردن
-
وجوه امانی قابل مصرف
-
وجوه قابل مصرف – حساب مستقل قابل خرج
-
گسترش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن