ترجمه "expellent" به فارسی
دافع, مسهل, بیرون اندازنده بهترین ترجمه های "expellent" به فارسی هستند.
expellent
-
دافع
-
مسهل
-
بیرون اندازنده
-
خارج کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expellent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expellent" با ترجمه به فارسی
-
برون ران · داروی برون ران · دافع
-
آهنجیدن · اخراج کردن · برون راندن · برکنار کردن (از خدمت یا حضور و غیره) · بیرون کردن · تعلیق کردن · خلع کردن · دک کردن · دیپورت کردن
-
قابل اخراج
-
آهنجیدن · اخراج کردن · برون راندن · برکنار کردن (از خدمت یا حضور و غیره) · بیرون کردن · تعلیق کردن · خلع کردن · دک کردن · دیپورت کردن
-
آهنجیدن · اخراج کردن · برون راندن · برکنار کردن (از خدمت یا حضور و غیره) · بیرون کردن · تعلیق کردن · خلع کردن · دک کردن · دیپورت کردن
-
آهنجیدن · اخراج کردن · برون راندن · برکنار کردن (از خدمت یا حضور و غیره) · بیرون کردن · تعلیق کردن · خلع کردن · دک کردن · دیپورت کردن
-
آهنجیدن · اخراج کردن · برون راندن · برکنار کردن (از خدمت یا حضور و غیره) · بیرون کردن · تعلیق کردن · خلع کردن · دک کردن · دیپورت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن