ترجمه "experimentalist" به فارسی

ازمایش کار, اهل ازمایش, اهل تجربه بهترین ترجمه های "experimentalist" به فارسی هستند.

experimentalist noun دستور زبان

One who performs experiments. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازمایش کار

  • اهل ازمایش

  • اهل تجربه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " experimentalist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "experimentalist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه