ترجمه "expert" به فارسی
خبره, متخصص, ماهر بهترین ترجمه های "expert" به فارسی هستند.
Extraordinarily capable or knowledgeable. [..]
-
خبره
adjectiveperson with extensive knowledge or ability
But you're supposed to be a demon expert.
و میگوید: اما تصور میشد که شما خبره این موجودات باشید.
-
متخصص
adjectiveperson with extensive knowledge or ability
The reason for that is that everybody's an expert on consciousness.
علتش این است که هر کسی خودش را متخصص هوشیاری می داند.
-
ماهر
adjectiveThen there's a note put: 'Very expert shot; care should be taken in arresting.'
بعد نیز توجهی داده شده است: تیرانداز بسیار ماهر؛ هنگام دستگیری باید دقت شود.
-
ترجمه های کمتر
- کارشناس
- استاد
- کاردان
- کارشناسانه
- اهل فن
- زبر دست
- ویژه کار
- ویژه گر
- کارشناس – متخصص – خبره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expert " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
کارشناس
nounExperts say the chances of winning is 1 in 175 million.
کارشناس ها ميگند شانس قبولي 1 به 175 ميليون.
-
خبرگی
being naturally and by inheritance expert in the valuation at
به مقتضای اصل و نژاد خویش، آن قدر خبرگی داشت
-
صاحب نظر
I was recently talking to a friend of yours, who is an expert.
اخيرا با يکي از دوستان صاحب نظر صحبت مي کردم
عباراتی شبیه به "expert" با ترجمه به فارسی
-
نظر صائب دادن · نظر کارشناسانه دادن (مثلا درباره ی ارزش تمبر قدیمی یا تابلو نقاشی) · کارشناسی کردن
-
تخصصی · تفتیش و رسیدگی خبره · کارشناسی
-
استادی · تخصص · خبرویت · خبرگی · سررشته · مهارت
-
سیستمهای هوشمند
-
مجلس خبرگان رهبری
-
کارشناس آماده سازی
-
سیستم خبره
-
اظهار نظر کارشناس – نظریه متخصص