ترجمه "expertness" به فارسی
مهارت, استادی, تخصص بهترین ترجمه های "expertness" به فارسی هستند.
expertness
noun
دستور زبان
The state of being expert; skill or proficiency [..]
-
مهارت
you became a sort of expert in how you lean in.
به اين مهارت خاص مىرسى كه چگونه تکیه بزنى.
-
استادی
-
تخصص
nounRick doesn't seem to be an expert at that.
ريک که بنظر مياد تو اين زمينه تخصص نداره
-
ترجمه های کمتر
- خبرویت
- خبرگی
- سررشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expertness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expertness" با ترجمه به فارسی
-
نظر صائب دادن · نظر کارشناسانه دادن (مثلا درباره ی ارزش تمبر قدیمی یا تابلو نقاشی) · کارشناسی کردن
-
تخصصی · تفتیش و رسیدگی خبره · کارشناسی
-
سیستمهای هوشمند
-
مجلس خبرگان رهبری
-
کارشناس آماده سازی
-
سیستم خبره
-
اظهار نظر کارشناس – نظریه متخصص
-
استاد · اهل فن · خبره · زبر دست · ماهر · متخصص · ویژه کار · ویژه گر · کاردان · کارشناس · کارشناس – متخصص – خبره · کارشناسانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن