ترجمه "expiation" به فارسی

کفاره, جبران بهترین ترجمه های "expiation" به فارسی هستند.

expiation noun دستور زبان

An act of atonement for a sin or wrongdoing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفاره

    noun

    Have I not more than expiated the sin of loving them too much?

    من کفاره گناه زیاد از حد دوست داشتن آنها را دادهام.

  • جبران

    noun

    gradually making expiation for itself and wearing out.

    رفته رفته جبران مافات میکند و خود از میان میرود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expiation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "expiation" با ترجمه به فارسی

  • کفاره کننده
  • ایستادن · به سزا رسیدن · تقاص دادن · جبران کردن · خریدن · کفاره دادن
اضافه کردن

ترجمه های "expiation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه