ترجمه "expire" به فارسی

مردن, تمام شدن, منقضی شدن بهترین ترجمه های "expire" به فارسی هستند.

expire verb دستور زبان

(intransitive) to die [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مردن

    verb
  • تمام شدن

    verb
  • منقضی شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تمام کردن
    • سپری شدن
    • انقضا
    • بازدمیدن
    • زفیرکشیدن
    • (از خود) متصاعد کردن
    • (مهجور) بو دادن
    • به سر رسیدن
    • به پایان رسیدن
    • تلف شدن
    • خاتمه یافتن
    • دم برآوردن
    • ناگهان ناپدیدشدن
    • ندش یضقنم
    • نفس آخر را کشیدن
    • هلاک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "expire"

عباراتی شبیه به "expire" با ترجمه به فارسی

  • مطلوبیت از دست رفته – تسهیلات منقضی شده
  • (قرارداد و غیره) سررسید · اتمام · انقضا · بازدم · تمام · خاتمه · خروج · دم برآوری · زفیر · سررسید · صدای آه · فرجام · مرگ · نفس آخر · هر صدایی مانند صدای بازدم : صدای H · واپسین دم · پایان · کوچ
  • تاریخ انقضا
  • قلمرو حساب
  • تاریخ گذشته
  • بهای تمام شده منقضی شده
  • (قرارداد و غیره) سررسید · اتمام · انقضا · بازدم · تمام · خاتمه · خروج · دم برآوری · زفیر · سررسید · صدای آه · فرجام · مرگ · نفس آخر · هر صدایی مانند صدای بازدم : صدای H · واپسین دم · پایان · کوچ
اضافه کردن

ترجمه های "expire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه