ترجمه "explanation" به فارسی

توجیه, بیان, تعبیر بهترین ترجمه های "explanation" به فارسی هستند.

explanation noun دستور زبان

Something that explains, makes understandable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توجیه

    noun

    Each of them had a different explanation for his lack of desire.

    هرکدام به نحوهی خود فقدان لذت را در او توجیه کرده بودند.

  • بیان

    noun

    Doubtless you made, then, some apology or explanation?

    پس شما به او تقدیم معذرتی یا بیان مطلبی نمودهاید که ترک مبارزت نموده.

  • تعبیر

    noun

    Now, you try using the Freudian explanation there.

    حالا سعی کنید تعبیر فرویدی رو اونجا به کار بگیرید.

  • ترجمه های کمتر

    • توضیح
    • شرح
    • تفسیر
    • گزارش
    • بسط
    • تبیین
    • دیماس
    • سفرنگ
    • ویچاردن
    • بازنمود
    • تأویل
    • انگیزه نمایی
    • تبیین – توزیع – بیان – شرح
    • رفع ابهام یا سو تفاهم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " explanation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "explanation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه