ترجمه "explicable" به فارسی
بازنمود پذیر, بیان کردنی, توضیح پذیر بهترین ترجمه های "explicable" به فارسی هستند.
explicable
adjective
Able to be explained. [..]
-
بازنمود پذیر
-
بیان کردنی
-
توضیح پذیر
-
قابل توضیح
Flanagan's success was explicable, his picture was showy and superficial
پیروزی فلاناگان قابل توضیح بود، تصویرش ظاهر پسند و سطحی بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " explicable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "explicable" با ترجمه به فارسی
-
(چیز مبهم یا مشکل یا کنایه آمیز را) روشنگری کردن · بازگشودن · بیان کردن و توضیح دادن · توضیح دادن · واگشودن
-
توضیحی
-
(فرانسه - به ویژه در ادبیات) توضیح وتفسیر متن · متن نمایی · نوشتارواگشایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن