ترجمه "explant" به فارسی

(زیست شناسی) برون کاشتن, برون کاشت کردن بهترین ترجمه های "explant" به فارسی هستند.

explant verb noun دستور زبان

(botany) Any portion taken from a plant that will be used to initiate a culture. It can be a portion of the shoot or of the leaves or even just some cells. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زیست شناسی) برون کاشتن

  • برون کاشت کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " explant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "explant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "explant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه