ترجمه "expertise" به فارسی

مهارت, کارشناسی, خبرگی بهترین ترجمه های "expertise" به فارسی هستند.

expertise noun دستور زبان

great skill or knowledge in a particular field or hobby [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهارت

    id love some of your expertise, cause at your age

    من دوست دارم تجربه و مهارت شما را بر اساس سن شما داشته باشم

  • کارشناسی

    of democratized expertise

    دموکراتیک کردن کارشناسی را می پذیرفتیم —

  • خبرگی

  • ترجمه های کمتر

    • کاردانی
    • اظهارنظر فنی کردن – نظریه تخصصی دادن
    • سررشته (ی کار)
    • نظر صائب
    • گزارش اهل فن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expertise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Expertise
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصص

    They seem to have the expertise to keep cars working.

    به نظر می یاد تخصص لازم برای سرپا نگه داشتن ماشینها را دارند.

  • کارشناسی کردن

اضافه کردن

ترجمه های "expertise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه