ترجمه "explosive" به فارسی
منفجره, انفجاری, تراکشی بهترین ترجمه های "explosive" به فارسی هستند.
explosive
adjective
noun
دستور زبان
Explosive substance. [..]
-
منفجره
This bridge is rigged with all the explosives left in England.
اين پل با تمام مواد منفجره باقي مونده در انگلستان بمب گذاري شده.
-
انفجاری
adjectiveThe dragon passed like an express train, turned a somersault, and burst over Bywater with a deafening explosion.
اژدها همچون قطار سریعالسیر گذشت، پشتکی زد و برفراز بای و اتر با انفجاری گوش خراش ترکید.
-
تراکشی
-
ترجمه های کمتر
- ترکیدنی
- فرازدی
- پکشی
- (آواشناسی) رجوع شود به plosive
- ماده ی منفجره (مانند باروت)
- متمایل به منفجر شدن
- مواد انفجاری
- مواد منفجره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " explosive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "explosive" با ترجمه به فارسی
-
انفجار جمعيت · انفجار جمعيتي · تغيير جمعيت · دینامیک جمعیت · پویایی جمعیت
-
مواد منفجره
-
ماهیگیری انفجاری
-
بطورقابل احتراق · بطورقابل انفجار · چنانکه منفجرشودیابترکد
-
دستگاه انفجاری ابداعی
-
ترينيتروتولوئن · تي.ان.تي · مواد منفجره
-
انفجارها
-
گردانفجار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن