ترجمه "exposition" به فارسی

بیان, نمایشگاه, توضیح بهترین ترجمه های "exposition" به فارسی هستند.

exposition noun دستور زبان

The action of exposing something to something, such as skin to the sunlight. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیان

    noun
  • نمایشگاه

    noun

    Yesterday I took part in the opening of the painting exposition.

    دیروز در افتتاحیه یک نمایشگاه نقاشی شرکت کردم.

  • توضیح

  • ترجمه های کمتر

    • تفصیل
    • نمایش
    • تفسیر
    • عرضه
    • دیماس
    • ارائه
    • عرض
    • (موسیقی غربی) پیش درآمد (مثلا سوناتا)
    • برون گذاشت
    • توصیف (داستان)
    • شرح مفصل
    • گشایش (موسیقی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " exposition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "exposition" با ترجمه به فارسی

  • بیانی · تشریحی · تفسیری · توضیحی
  • بزرگ کردن · واضح کردن · گشاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "exposition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه