ترجمه "expositive" به فارسی

بیانی, تشریحی, تفسیری بهترین ترجمه های "expositive" به فارسی هستند.

expositive adjective دستور زبان

That explains; expository [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیانی

  • تشریحی

  • تفسیری

  • توضیحی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expositive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "expositive" با ترجمه به فارسی

  • (موسیقی غربی) پیش درآمد (مثلا سوناتا) · ارائه · برون گذاشت · بیان · تفسیر · تفصیل · توصیف (داستان) · توضیح · دیماس · شرح مفصل · عرض · عرضه · نمایش · نمایشگاه · گشایش (موسیقی)
  • بزرگ کردن · واضح کردن · گشاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "expositive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه