ترجمه "expulse" به فارسی
بیرون انداختن, بیرون دادن, خارج کردن بهترین ترجمه های "expulse" به فارسی هستند.
expulse
verb
دستور زبان
To expel [..]
-
بیرون انداختن
In spite of the shock that Snowball's expulsion had given them, the animals were dismayed by this announcement.
هرچند که حیوانات از بیرون انداختن اسنوال یکه خورده بودند، با شنیدن این خبر حسابی ترس برشان داشته بود.
-
بیرون دادن
-
خارج کردن
-
منفصل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expulse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن