ترجمه "expulsion" به فارسی

اخراج, دفع, خلاصی بهترین ترجمه های "expulsion" به فارسی هستند.

expulsion noun دستور زبان

The act of expelling or the state of being expelled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    noun

    Yet one of your teachers argued strongly against your expulsion.

    با این حال یکی از معلم هاتون بشدت برای اخراج نشدن شما تلاش کرده

  • دفع

  • خلاصی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • برون راند
    • برون فرست
    • به زور بیرون کردن
    • دفع (از بدن یا موتور و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " expulsion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Expulsion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    Presence, Pretense, Breakpoint, Voice, Clash and Expulsion.

    حضور ، تظاهر ، دگرگوني صدا ، درگيري و اخراج

عباراتی شبیه به "expulsion" با ترجمه به فارسی

  • اخراج کننده · بیرون کننده · دافع · دفع کننده · راننده
  • بیرون انداختن · بیرون دادن · خارج کردن · منفصل کردن
اضافه کردن

ترجمه های "expulsion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه