ترجمه "extinct" به فارسی
منقرض, خاموش, نابود بهترین ترجمه های "extinct" به فارسی هستند.
extinct
adjective
دستور زبان
(dated) Extinguished, no longer alight (of fire, candles etc.) [..]
-
منقرض
having died out
We nearly went extinct. We were hanging on by our fingernails.
ما نزدیک بود منقرض بشیم. ما با چنگ و دندان خودمان را نگه داشته بودیم.
-
خاموش
adjectiveIf there did not exist some one who loved, the sun would become extinct.
اگر در عالم کسی نمیبود که دوست بدارد، خورشید خاموش میشد.
-
نابود
adjective
-
ترجمه های کمتر
- معدوم
- نیست
- نایافت
- نیسته
- برافتاده
- غیرفعال
- نایاب
- منهدم
- کهنه
- (شغل یا عنوان یا القاب اشرافی و غیره) منسوخ
- از بین رفته
- اطفا شده
- مرده
- پی گم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extinct " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extinct" با ترجمه به فارسی
-
از میان رفتن · اطفا · انقراض · انقراض (اخترشناسی) · انهدام · برافتادگی · برافکنی · براندازی · خاموش کردن (آتش و غیره) · خاموشی · منسوخ سازی · نابودی · نایابی · نسخ · نیستی · هیچگونه باز خوری ندادن – خاموشی – چشم پوشی · ویرانی
-
خاموش کننده · خاموشگر · نابود کننده · نابودساز · نیستی بخش
-
خاموش سازی · چشم پوشی
-
انقراض نسل بشر
-
انقراض گونه · انقراض گونه(ها) · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی
-
رویداد انقراض
-
انقراض گونه · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی · گونه(های) در معرض نابودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن