ترجمه "extinction" به فارسی

انقراض, نابودی, انهدام بهترین ترجمه های "extinction" به فارسی هستند.

extinction noun دستور زبان

The action of making or becoming extinct; annihilation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انقراض

    end of an organism

    At this rate, some species are almost certainly heading for extinction.

    با اين سرعت ، برخي گونه ها تقريبا در معرض انقراض قرار گرفتند.

  • نابودی

    noun

    What recent reports say: “Human activities have taken the planet to the edge of a massive wave of species extinctions.”

    گزارشات اخیر: «فعالیتهای بشر زمین را به سوی نابودی سوق میدهد.»

  • انهدام

    But fear of extinction triumphed among our people.

    ترس انهدام بر همه مردم ما غلبه کرده.

  • ترجمه های کمتر

    • خاموشی
    • اطفا
    • برافتادگی
    • برافکنی
    • نایابی
    • براندازی
    • نسخ
    • ویرانی
    • نیستی
    • از میان رفتن
    • انقراض (اخترشناسی)
    • خاموش کردن (آتش و غیره)
    • منسوخ سازی
    • هیچگونه باز خوری ندادن – خاموشی – چشم پوشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " extinction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Extinction
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاموش سازی

  • چشم پوشی

عباراتی شبیه به "extinction" با ترجمه به فارسی

  • خاموش کننده · خاموشگر · نابود کننده · نابودساز · نیستی بخش
  • انقراض نسل بشر
  • انقراض گونه · انقراض گونه(ها) · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی
  • (شغل یا عنوان یا القاب اشرافی و غیره) منسوخ · از بین رفته · اطفا شده · برافتاده · خاموش · غیرفعال · مرده · معدوم · منقرض · منهدم · نابود · نایاب · نایافت · نیست · نیسته · پی گم · کهنه
  • رویداد انقراض
  • انقراض گونه · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض نابودی · گونه(های) در معرض نابودی
اضافه کردن

ترجمه های "extinction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه