ترجمه "extraneity" به فارسی
بیگانگی, خارجیت, عدم ارتباط بهترین ترجمه های "extraneity" به فارسی هستند.
extraneity
noun
دستور زبان
(countable) Something extraneous [..]
-
بیگانگی
-
خارجیت
-
عدم ارتباط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " extraneity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "extraneity" با ترجمه به فارسی
-
از برون (به درون) · اضافی · برون · برونزاد · برونگاهی · برونی · خارج · خارجی · غیر اساسی · غیر اصلی · فرعی · نا مربوط – بیگانه · نابنیادین · نامربوط · ناوابسته · پیشامدی
-
بطوربیگانه یاخارجی · چنانکه وابسته بموضوع نباشد
-
بیگانگی · خارجیت · عدم ارتباط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن